عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

124

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

نامه‌نويسى 188 و در اين‌بين قاصد پست شهر رسيد و نوشتجات كرمان و طهران و تبريز را آورد . با اينكه امروز نه ساعت تمام سوار و مشغول تاخت و تاز [ 114 ] و به نهايت خسته بودم معذلك منشيها را احضار [ كردم ] و تا پنج ساعت از شب گذشته مشغول خواندن و تقرير جواب كاغذهاى دولتى و ولايتى بودم و چون نوشتجات كرمان همه مشتمل بر وفور ارزاق و شيوع امنيت و اظهار آسايش بندگان خدا بود به نهايت متشكر [ بودم ] . به منشيها تأكيد كردم جواب نوشتجات را نوشته و براى پس‌فردا حاضر كنند كه از بمپور غلام خود را عودت دهيم . هاشم‌آباد 189 هاشم‌آباد - يكى از خالصجات بمپور و طرف جنوب رودخانهء مزبوره است و آب آن به طريق كوچه‌گردان از رودخانهء بمپور بند بسته و نهر بريده‌اند و به هر اندازه كه بند محكمتر و بهتر بسته شود آب زيادتر به صحرا خواهد رسيد . ولى بستن بند آن به نهايت دشوار است . زيرا كه قوّت آب رود در اين نقطه از كوچه‌گردان زيادتر است . و زعيم و زارع اين نقطه هم كم و منحصر است به بيست گاوبند . زعيم و عمله كه خود را غلام و كنيز و خانه‌زاد دولت مىدانند اينها هم همه‌ساله علاوه بر حقوق رعيتى و انصباى « 1 » معمولى خود بيست خروار جنس به عنوان جيره از حكومت كرمان مىگيرند . و اراضى اين نقطه را هم چندان استعدادى نيست و دوكشمان « 2 » بيشتر ندارد و مثل كوچه‌گردان بذرى پنج شش بذر بيشتر عمل نمىكند و صيفى آن هم منحصر است به ذرت . و ارزن هم اگر زراعت كنند عمل مىآيد . ليكن اين رعيّت بىتمدن وحشى را لياقت و استعداد رحمت زياده بر اين نيست و اگر به آنها سختى شود غالبا فرارى و متوارى خواهند شد . بنگاهش سى چهل كتوك و در نيم فرسنگى رودخانه واقع [ است ] و خلقش از زن و مرد [ 115 ] و كوچك و بزرگ و عملجات تقريبا صد و پنجاه نفرند و رئيس و كدخداى آنها كدخدا شهدوست است و مخصوصا گفتم در همان حول‌وحوش ، كتوكهاى خودشان را عكس بردارند .

--> ( 1 ) - كذا . كلمهء غلطى مىنمايد . نتوانستم حدس بزنم چه بوده است . ( 2 ) - كشتمان هم مىتوان خواند . در يزدى كشمون مصطلح است .